دلنوشته ۱۰

من ام.اس دارم

۱۰ سالی است که مبتلا به ام.اس هستم. وقتی که بیماری ام مشخص شد طبیعتا یک مدتی حالت افسردگی و دلسردی داشتم ولی کم کم و به مرور زمان احساس بهتری پیدا کردم.

وقتی با ام.اس همراه شدم در یک برهه ای، فاصله ای بین من و زندگی ایجاد شد ولی خیلی قوی تر و مصمم تر از قبل شدم، طوری که زندگی ام را به کلی تغییر دادم.

تقریبا از همان اوایل بیماری، حس تنهایی داشتم، خیلی سعی کردم به این حالت غلبه کنم ولی شوربختانه نشد و وقتی اتفاقات را خوب مرور میکنم متوجه آن میشوم که به این احساس عادت کرده ام.

دوری از زندگی واقعی شاید به طور موقتی ممکن است برای هر فردی اتفاق بیافتد ولی عشق موضوع دیگری است که هیچ عاملی حتی بیماری نباید مانع آن شود. عشق تنها دلیلی است که هستی بر اساس آن شکل گرفته است و من با ام.اس همیشه در جستجوی این حس ناب در سرزمین های ناشناخته هستیم. چون این رایحه ی دلنشین خداوند را دوست دارم با تمام وجودم استشمام کنم.

ارتباط با سایر دوستانم که ام.اس دارند و البته تجربه ی گفتگوهای صمیمی در محیط های دوستانه در روحیه و درمان بهتر بیماری خیلی تاثیرگذار است.

ام.اس به من نمی گوید متوقف شو و کاری نکن . برعکس! همیشه ساعت هایی از روز را با فعالیت هایی که حالم را بهتر میکند، زندگی میکنم.  گاهی وقت ها  شعر یا داستان کوتاه می نویسم.  با خطاطی و موسیقی هم ارتباط خوبی دارم.  البته در یک زمانی نقاشی هم میکردم ولی در حال حاضر خیلی روی آن تمرکز ندارم.

و حتی با دوستان انجمن امید برنامه کوهنوردی و یا دورهمی داشتیم که بیشتر شعر خوانی و صحبت درباره ی خودمان بود اما این روزها به دلیل کرونا برگزار نمی شود.

به طور کلی علایق من بیشتر به کارهایی است که به من آرامش میدهد که اگر بخواهم آن فعالیت ها را در یک کلمه خلاصه کنم هنر خواهد بود. هنر به هر شکلی وجودم را غرق در آرامش می کند.

در انتها دوست دارم ارزش و عمق واژه ی امید را که در سادگی لحظه ها شکل میگیرد تعریف کنم امید، برنامه ریزی کردن برای آینده است یعنی همین که تصمیم میگیریم دیگر غمی نداشته باشیم. وقتی به گذشته نگاه میکنم و میبینم در تمام لحظات خداوند کنارم بوده است این میشود  قوت قلب و امیدی که هیچوقت تمام نمیشود.


Facebook    Google    LinkedIn    Twitter

برچسب ها

  

فرم همراهی

سفارش قلک

تخلیه قلک

بنر همدردی