مقالات » دلنوشته های همیاران امید (بیماران ام اس)

دلنوشته ۱

من ام.اس دارم... زمستان سال ۸۸ بود و من دانشجوي حسابداري بودم. حالت تهوع، تاري ديد و لرزش صورت اذيتم ميکردند و اين علائم روز به روز بيشتر ميشد. بعد از مراجعه به دکتر و معاينه، اين علائم را به ...

340
دلنوشته ۲

من ام.اس دارم ... چهار سال است که بیماری ام‌.اس دارم. زمانی که متوجه بیماری شدم زندگی ام را در حال فلج شدن می دیدم. به مدت دو هفته مدام گریه می کردم و آرزوی مرگ داشتم زیرا نگران دست و پا ...

284
دلنوشته ۳

من ام.اس دارم... بیماری ام از سال ۹۱ شروع شد ابتدا هیچ شناخت و اطلاعاتی در مورد بیماری ام.اس نداشتم. چه میدانستم این بیماری چیست؟ و چرا به سراغ من آمده است؟  فقط در آن زمان، چیزی که ...

260
دلنوشته ۴

من ام.اس دارم... در آبان سال ۹۳ اولین علائم به صورت بی حسی و گز گز در پاهایم شروع شد. با جستجو درباره ی این مشخصات و بعد از چندین تشخیص افتراقی، بالاخره به نورولوژی مراجعه کردم. پس از انجام ...

232
دلنوشته ۵

من ام.اس دارم.... من نه تنها بیماری ام را پنهان نمیکنم بلکه درباره ی ام.اس به دیگران توضیح میدهم. من آذر همايون پور هستم از مهر سال ٩٠ درگير بيماري ام اس هستم . در ابتدا هيچ چيز از اين بيماري ...

48
دلنوشته ۶

من ام.اس دارم... آرزوی پسر هشت ساله ام این است که پاهایم درمان شود امید زمانی در من تداعی شد که آموزگار پسرم مرا به دبستان خواند و نوشته های او را نشانم داد. سوالی که آموزگار از فرزند 8 ساله ...

44
دلنوشته 7

خواهر من ام.اس دارد ما متوجه بیماری خواهرم شدیم. حسی که بیانش بسیارسخت هست با اینکه آن زمان اطلاع چندانی از این بیماری نداشتیم اما انگار زندگی برای من خیلی سخت شد. من در شرایط دشواری بودم. آن ...

21
  • 1

فرم همراهی

سفارش قلک

تخلیه قلک

بنر همدردی